تبليغاتX
طنز چهره های آستارا
به اولین وبلاگ طنز شهر آستارا خوش آمدید

زمشكلات طريقت عنان متاب اي دل...!

                    ماهنامه ي طريقت توقيف شد.(واقعيت يا شايعه)

ماهنامه ي طريقت يك نشريه ي اطلاح طلب است كه از ابتداي شروع بكار اين نشريه، به صورت مداوم و مرتب به حيات خود ادامه داده است. اين ماهنامه به مديرمسئولي آقاي محمد صادق برنج چي و در اولين روز هرماه به چاپ مي رسد. اما ماهنامه ي طريقت نتوانست به انتشار مداوم خود ادامه دهد. روز چهارشنبه اول مهرماه 1388 روزي بود كه خوانندگان اين ماهنامه، به كيوسك هاي مطبوعاتي مراجعه مي كردند و مي شنيدند كه ماهنامه، در اين ماه چاپ نمي شود. برخي ها هم مي گفتند كه ماهنامه ي طريقت به دليل اينكه در ايام انتخابات رياست جمهوري از آفاي موسوي حمايت كرده است، توقيف شده است. البته ما نفهميديم كه اين حرف راست است يا يك شايعه. اين پست و اين تصوير نيز فقط و فقط براساس شنيده ها تهيه شده است و ما نيز اصراري بر درستي يا نادرستي اين شنيده ها نداريم.

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 19:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


 تا تواني دلي به دست آور / دل شكستن هنر نمي باشد...! 

                  فرماندار و بي توجهي به خبرنگاران (ماجراي واقعي)

  روز شنبه 17 مرداد ماه 1388براي قشري از قشر زحمتكش جامعه، روز به خصوص و با اهميتي به حساب مي آمد. تاريخي كه به نام روز خبرنگار نام گرفته بود تا شايد در اين روز از خبرنگاران شهرمان تقدير و تشكري به عمل بيايد. مراسم اين روز كه در سالن اجتماعات سالن ارشاد برگزار شد از سوي بعضي از مسئولان شهر آستارا بسيار مورد لطف و توجه ويژه!!! قرار گرفت. در اين جلسه مسئولان رده بالاي شهرمان از جمله دكتر كيوان اسدپور (فرماندار) و فرهاد دلقپوش (نماينده مجلس)، از حضور در اين مراسم امتناع كردند. بنده در اين پست قصد دارم اظهارات عجيب و غريب فرماندار شهرمان را در رابطه با عدم حضورش در اين جلسه مورد بررسي قرار دهم. آقاي كيوان اسدپور علت نيامدنش را به اين مراسم اين گونه عنوان مي كند: « چون خبرنگاران آستارايي در قبل از انتخابات، از دولت حمايت نكردند، من هم از آن ها تجليل نخواهم كرد!!!» ايشان با اين جمله نشان دادند كه حامي دولت احمدي نژاد هستند و براي حمايت از اين دولت از بيان هرگونه سخن مزحك و خنده داري ابايي ندارند. ايشان اگر خود را حامي و دوستدار اين دولت مي دانند بايد رفتارهاي مثبت اين دولت را هم سرمشق خود قرار دهند. شايد بسياري از شما عزيزان در جريان تجليل آقاي احمدي نژاد از خبرنگاران بوده ايد. رييس جمهور با پرداخت حدود سيصد الي چهارصد هزار تومان به هر خبرنگار و با هر گرايشي، از خبرنگاران و روزنامه نگاران سراسر كشور تجليل و قدرداني به عمل آوردند. اينك نمي دانيم چرا آقاي فرماندار كاسه ي داغ تر از آش شده اند و فقط ادعاي حمايت از دولت را دارند و به فكر انتقام گيري از خبرنگاران نيز هستند. بنده سعي كرده ام تا همه اين جريانات را در اين تصوير خلاصه كنم. اميدوارم اين عكس مورد پسند همشهريان آستارايي و علي الخصوص آقاي فرماندار قرار بگيرد.

خبر احتمالي اين پست : احتمال مي رود خبرنگاران آستارايي به نشانه ي اعتراض به اراجيف آقاي كيوان اسدپور و براي نشان دادن كارايي فوق العادشان، از اين پس خبرهاي مربوط به آقاي فرماندار را پوشش ندهند. (به قول گفتني : چيزي كه عوض داره، گله نداره...!)  

برو پايين  

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير سخن چاپ شده ي فرماندار در ستون آچئق آشكار در شماره ي 75 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در شنبه 4 مهر1388 و ساعت 18:47 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


سعديا مرد نكونام نميرد هرگز... 

                       پاي دارم بغض صد « منصور » مي خواند مرا

  شهرستان آستارا در چند دهه ي اخير شاهد ظهور و پيدايش شاعران نامور و پرآوازه اي بوده است. بسياري از اين شاعران سهم بسزايي در رشد و ارتقاي فرهنگي شهرمان داشته اند و باعث شده اند تا نام آستارا در كشورمان بر سر زبان ها بيافتد و جايگاه ويژه اي را در عرصه ي شعر به خود اختصاص دهد. يكي از شاعران برجسته و پيشرو در شعر آستارا، زنده ياد منصور بني مجيدي بودند. آقاي بني مجيدي در 11 تيرماه 1387 و در سن 53 سالگي در اثر بيماري سرطان غده ي پانكراس، ديده از جهان فرو بست. ايشان فعاليت هاي بسزايي در رشد و نمو شاعران جوان انجام داده بودند كه از آن جمله مي توان به راه اندازي انجمن شعر و ادب شهريار در آستارا اشاره كرد. مرحوم بني مجيدي دبير مدارس شهرستان آستارا بودند و شاگردان بسياري را در زمينه ي شعر پرورش دادند. اكنون يك سال از درگذشت منصور بني مجيدي سپري شده است  و به همين خاطر، در روز پنجشنبه 11 تيرماه  1388 همايشي به مناسبت سالروز درگذشت زنده ياد منصور بني مجيدي و با عنوان جشنواره ي شعر منصور برگزار شد كه بسياري از شاعران آستارايي و همچنين شاعران معروفي از ديگر نقاط ايران در آن شركت كرده بودند. اين جشنواره كه به همت خانواده ي محترم بني مجيدي برگزار شده بود، از طرف مردم و همچنين هنرمندان و شعراي آستارايي بسيار مورد استقبال قرار گرفت، به حدي كه ظرفيت صندلي هاي سالن سينما دريا تكميل شده بود. اين استقبال پرشور مردم از اين جشنواره نشان دهنده ي علاقه و توجه آنان به فرهنگ و هنر و همچنين زنده نگه داشتن ياد هنرمندان اين شهر است. در اين همايش تعدادي از شاعراني كه شعرهايشان را براي اين جشنواره ارسال كرده بودند از طرف هيأت داوران برگزيده شدند و با اهداي هدايايي مورد تقدير و تشكر قرار گرفتند. اميدواريم كه با استمرار و ادامه ي چنين حركتي و با برپايي جشنواره ها و همايش هايي از اين قبيل، ياد و خاطره ي هنرمندان و شاعران فقيد اين شهر براي هميشه و تا ابد در اذهان مردم آستارا ماندگار و جاودانه بماند.

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

 تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 19:30 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


 نام آستارا كلان است، ولي شهرش ويران است...!

 به آستارا، شهر مردمان گدا دوست خوش آمدید! ( با پول خُرد وارد شويد!)

در بسياري از شهرهاي جهان و بويژه در همين شهر باسواد و فرهنگي آستارا افراد خاصي زندگي مي كنند كه در عين ناشناخته بودن، جزو چهره هاي ماندگار شهر نيز محسوب مي شوند. بله، درست حدس زديد. منظورمان همان گدايان محترم و شريفي هستند كه در گوشه و كنار پياده روهاي شهرهاي بزرگ و كوچك لنگر انداخته اند و به كسب و كار شرافتمندانه ي خود ـ كه همان تكدي گري است ـ ادامه مي دهند. در شهر آستارا نيز با وجود اينكه كسي از نام و نشان واقعي آن ها خبر درستي ندارد اما به دليل اينكه اين اشخاص هميشه در جلوي ديدگان همشهريان آستارايي قرار دارند، مردم ما نيز به مرور زمان به وجود چنين افرادي عادت كرده و به اصطلاح به آنان خو گرفته اند (و حتي در بعضي مواقع ديده شده است از دوري آنها، به افسردگي شديد نيز دچار شده اند). گدايي و تكدي گري بيشتر در كشورهاي جهان سومي و درحال توسعه، ديده مي شود و از آن مي توان به عنوان اصلي ترين ناهنجاري ناشي از فقر در چنين جوامعي ياد كرد. شايد در گذشته بسياري از ما به ادعاهاي چنين افرادي در مورد فقرشان بيشتر اعتماد مي كرديم و ياري شان مي داديم، اما امروزه شهرستان آستارا شاهد هجوم بسياري از اشخاص فرصت طلب و سوءاستفاده كننده از احساسات پاك مردمي است. چنين اشخاصي با فرصت طلبي منحصربفردشان و با تشكيل باندهايي با استفاده از دوز و كلك، مردم را سركيسه مي كنند و براي خود مال و اموالي جمع مي كنند. درست است كه كتاب هاي آسماني و بسياري از احاديث پيامبران و امامان، انسان ها را به كمك و ياري رساندن به افراد فقير و مستمند توصيه و سفارش مي كنند، اما امروزه ما واقعاً به درستي نمي دانيم چه كساني مستمند و محتاج كمك هستند و چه كساني غير مستمند و حيله گرند و سوا كردن آن ها از يكديگر كار بسيار سخت و دشواري به نظر مي رسد. اين سخنان فقط يك طرف قضيه هستند. طرف ديگر اين ناهنجاري، چگونگي برخورد با آن و ريشه كن كردن اين معضل اجتماعي است. ادارات و نهادهاي مختلفي در كشور و شهرمان در زمينه ي مبارزه با فقر و پيامدهاي ناشي از آن، به فعاليت مشغول هستند. كميته ي امداد امام خميني و بهزيستي دو نهاد مهم در اين رابطه هستند. شهرداري ها نيز وظيفه ي جمع آوري متكديان از سطح شهر و معابر عمومي آن را بر عهده دارند. اما در بسياري از شهرهاي كوچك مثل آستارا، اين وظيفه توسط شهردار محترم ناديده گرفته مي شود و به اصطلاح پشت گوش انداخته مي شود. از آقاي شهردار سؤال مي شود: جناب اُروجعلي كوهي (شهردار محترم شهرستان آستارا) چرا نسبت به جمع آوري گدايان و همچنين برخورد با حيله گراني كه چهره ي اين شهر را زشت و مخدوش مي نمايند اقدامي به عمل نمي آوريد و چرا اين گدايان را ساماندهي نمي كنيد؟ شهرستان آستارا كه در رسانه ها و نشريه هاي مختلف محلي و كشوري به عنوان يك شهر توريستي و بافرهنگ، شناخته شده است پس چرا مسئولان شهري ما و به ويژه شهردار محترم، ترجيح مي دهند كه چشمانشان را بر روي تمامي اين مشكلات و معضلات شهري ببندند و باعث شوند تا مسافران بسياري كه از اقصي نقاط كشور به اين شهر پرآوازه مي آيند، با شهري گداپرور برخورد كنند و آبروي فرهنگي و چندين سالمان بدين گونه از دست برود. همچنين شهردار آستارا در طول سالهاي مسئوليتش در اين اداره، به دليل نداشتن شايستگي و نبودِ كفايت مديريتي لازم، زمينه را براي استفاده ي عده اي سودجو (گدانماها) مهيّا كرده است تا آنان بدين گونه بتوانند عواطف و احساسات پاك مردم را به سُخره بگيرند و از آن به نفع خود بهره برداري كنند. متأسفانه در سال هاي اخير با برخورد غيركارشناسانه و نامناسب بعضي از مسئولان شهري با اين پديده ي شوم اجتماعي، آمار متكديان در سطح شهر به شدت افزايش يافته است و اگر اكنون راهكار مناسبي براي حل آن انتخاب نشود، احتمالاً اين شغل در آينده به يك صنعت پردرآمد در آستارا تبديل خواهد شد. ( اون موقع اگه صد تا شهردار هم بياد نمي تونن اشتباهات اين شهردار رو جبران كنن...!) امروزه بسياري از اين گدايان براي خود ثروت هاي ميليوني گرد آورده اند، ولي به دليل طمع زياد و همچنين ارادت و سخاوتمندي بسياري از مردم آستارا، اين پولداران به ظاهر فقير، هنوز هم به كار سركيسه كردن مردم ادامه مي دهند. به عنوان نمونه، زن گدايي كه در خانه اش حدود 14 ميليون تومان پول پيدا كرده بودند و با وجود اينكه پولش را هم به او بازگرداندند ولي هنوز هم به گدايي كردن خود ادامه مي دهد.(واقعاً عجب پشتكاري!) امروزه بسياري از سودجويان با به كارگيري روش هاي مدرني دست به كار شده اند و با فريب افراد ساده و فقير و سوءاستفاده از آنها(عكس فوق)، همچنان به خالي كردن جيب مردم مشغولند و كسي هم جرأت مبارزه با آنها را ندارد حتي شهردار آستارا!!

اخبار احتمالي اين پست :با تأييد رييس جمهور، انجمن هاي گدايان در سراسر كشور جزو بنگاه هاي زود بازده محسوب خواهند شد. به دليل نبودِ وجدان كاري و بي خيال بودن شهردار آستارا، گروه ها و افراد زيادي از متكديان، از نقاط دور و نزديك كشور به اين شهر گداپرور عزيمت خواهند كرد و احتمالاً اين شهر در آينده اي نزديك به يك منطقه ي آزاد گدايي ـ و نه تجاري و اقتصادي ـ تبديل خواهد شد.

نكته : شايد بسياري از شما عزيزان با ديدن چنين تصاويري در نگاه اول، خنده بر لبانتان جاري شود، اما مطمئن باشيد كه اين خنده از روي شادي و نشاط نيست، بلكه خنده اي تلخ است كه از روي ناراحتي و تأسف خوردن به حال و روز شهرمان، بر لبان شما نقش بسته است. به قول يكي از بزرگان كه مي فرمايد: خنده ي تلخ من از گريه غم انگيزتر است.

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سیاه و سفید را از اينجا دريافت نماييد

 تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در سه شنبه 2 تیر1388 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


ما را به خير تو اميدي نيست، شر مرسان...!

      آن مـرد بـا بـولـدوزر آمـد! (از سري مجموعه هاي مستند ـ كمدي)

  در پست قبلي به شما عزيزان و همشهريان گرامي قول داده بودم تا از سوژه ها و موضوعات طنزآميزي كه در نشست اهالي فرهنگ وهنر و اصحاب رسانه با فرماندار آستارا و در روز 6 ارديبهشت 88 در سالن اجتماعات ارشاد رخ داده بود، استفاده كنم. فرماندار محترم آستارا با دوست و يار باوفاي خود يعني آقاي فرهاد دلقپوش (نماينده شهرستان آستارا در مجلس) در اين جلسه شركت كرده بود كه آقاي دلقپوش نيز الحق سخنان جالب و پر از راز و رمزي را بيان داشت كه باعث حيرت و تعجب حاضران در اين نشست شد. گزارش كامل اتفاقات اين جلسه ي به اصطلاح فرهنگي ـ كه با توجه به بيانات ناشيانه ي فرهاد دلقپوش خوشبختانه خسارت جاني و مالي در پي نداشت ـ در شماره ي 67 دوهفته نامه ي پيك آستارا و همچنين شماره ي 39 ماهنامه ي طريقت به چاپ رسيده است كه بسيار خواندني و قابل توجه و تأمل است. آقاي دلقپوش در پايان جلسه به سخن راني پرداخت و مسايل فرهنگي و شهري و بعضي از كدورت هاي موجود بين او و بعضي از مسئولان و اهالي فرهنگ را مورد بررسي قرار داد(البته با خشونت و تهديد). تمامي سخنان ايشان به جهت دارا بودن محتواي طنز مي تواند دستمايه ي طنز نيز قرار گيرد. اما در اين پست فقط به يكي از آن ها اشاره خواهم كرد. آقاي دلقپوش در قسمتي از اين سخن راني كه در رابطه با شوراي شهر بود، اين گونه فرموده بودند كه: «شورا يك وظيفه ي فرهنگي دارد. من يك بار جلسه با آن ها گذاشتم و يك سري تذكرات شفاف و شديد به آن ها دادم. ما كار خودمان را انجام مي دهيم. لازم باشد بولدوزر هم سوار مي شويم.» در نوشته هاي قبلي ام با جريان بولدوزر و وقايع اتفاق افتاده بين مرحوم محمد شيخي و آقاي فرهاد دلقپوش آشنا شديد. اين داستان جديد نيز دنباله ي همان داستان قبلي است، با اين تفاوت كه محمد شيخي ديگر در بين ما نيست و آقاي دلقپوش قصد دارد از اين فرصت پيش آمده استفاده كند و با خيالي آسوده زمام همه ي امور شهر را به دست بگيرد(يه چيزي تو مايه هاي فيلم پدرخوانده!). و در اين راه نيز از هيچگونه تهديد و خشونتي ابايي ندارد(نمونه اش هم مطالب ايراد شده ي فوق توسط ايشان است). آقاي دلقپوش قبل از اين رييس اداره ي فرهنگ و ارشاد آستارا و همچنين معاون مالي اداره ي كل ارشاد گيلان بود و زماني مثلاً جزء فرهنگيان و اهالي فرهنگ اين شهر محسوب مي شده است. (مي گيم خودمونيم اگر فرهنگي مون اينه و اينجوري صحبت مي كنه ـ شما بخوانيد تهديد مي كنه ـ پس واي به حال اونهايي كه فرهنگي نيستند!) شهر آستارا كه با دارا بودن 98 درصد جمعيت باسواد، عنوان اولين شهر فرهنگي ايران را دارد و نماينده اي كه سال ها در سمت هاي فرهنگي مختلف در اين شهر مشغول به كار بوده است نبايد با چنين ادبيات خشني، شأن و منزلت يك نماينده ي مجلس و از همه مهم تر يك آستارايي بافرهنگ و اصيل را زير سؤال ببرد و با آبروي خود و مردم شهرش بازي كند. آقاي دلقپوش با چنين سخناني كاري كردند كه يادشان هميشه و تا ابد در ذهن آستارايي ها خواهد ماند. به قول يكي از دوستان كه از كارمندان شهرداري آستارا است و اتفاقاً عكس قبلي ي مربوط به بولدوزر سواري آقاي دلقپوش را هم ديده است، مي گويد: صبح هر روز وقتي كه مي خواهم وارد اداره ي شهرداري شوم، تصوير آقاي دلقپوش با بولدوزر به يكباره در ذهنم مجسم مي گردد و باعث مي شود كه هميشه با روي گشاده و خندان وارد دفتر كارم شوم.(از مزيت هاي مثبت! اين اتفاق!‍!) اما در مورد عكس فوق بايد توضيحاتي را به شما عزيزان ارايه دهم. حتماً كتاب فارسي اول دبستان و جمله هاي به ياد ماندني و معروف آن را به ياد داريد. مي خوانديم : بابا آب داد، بابا نان داد، آن مرد در باران آمد و از همه مهم تر آن مرد با اسب آمد... حالا اين جمله ها نقل محفل ما شده است، با اين تفاوت كه به جاي اسب بايد بگوييم بولدوزر. علت اين جايگزيني هم به خاطر استفاده ي زياد و مفرط از واژه ي بولدوزر توسط آقاي دلقپوش است. البته علت مهم اين جايگزيني اين بود كه بدين گونه خواستيم تا با اين جمله، آقاي فرهاد دلقپوش را در ذهن ها ماندگار كنيم.( كه بحمدالله حاصل شد) عكس فوق نيز نتيجه ي نگاه طنزآميز بنده نسبت به اين موضوع بود كه اميدوارم مورد پسند و رضايت آقاي دلقپوش و همشهريان آستارايي قرار بگيرد. ولي اگر به راستي در آينده كتاب فارسي اول دبستان تغيير يابد و به جاي واژه ي اسب از واژه ي بولدوزر در كتب درسي استفاده شود، خطري جدي آينده ي شهرمان ـ و احتمالاً كشورمان ـ را تهديد خواهد كرد. چون فرزندانمان به جاي اينكه با بولدوزر روش ساخت و ساز را ياد بگيرند، اولين چيزي كه ياد خواهند گرفت اين خواهد بود كه چگونه شهر و اماكن عمومي آن را تخريب كنند. (دلقپوش پروري آن هم در سطح توليد انبوه!)

اخبار احتمالي اين پست: مردم شهر آستارا در صورت تغيير كتاب فارسي اول دبستان، در حركتي نمادين به سوي بولدوزر ها لنگه كفش پرتاپ خواهند كرد. 2ـ نسخه ي جديد فيلم پدر خوانده با نقش آفريني فرهاد دلقپوش در سينماهاي سراسر كشور اكران خواهد شد. رانندگان بولدوزرها در آستارا از فرهاد دلقپوش به دليل بي آبرو كردن بولدوزرها، اعاده ي حيثيت و درخواست غرامت خواهند كرد. فيلم مستند بولدوزر ساخته ي فرهاد دلقپوش تنديس سيمرغ بهترين فيلم مستند را از جشنواره ي فيلم فجر دريافت خواهد كرد. فرهاد دلقپوش به خاطر شرارت و ايجاد رعب و وحشت خارق العاده اش، از طرف اعضاي انجمن اراذل و اوباش شهرستان آستارا به عنوان رييس اين انجمن منصوب خواهد شد.

نكته : ادامه ي اين جريان كمدي، به لطف و كـَرَم ـ با كِرم اشتباه نشود ـ آقاي دلقپوش بستگي دارد. مردم آستارا همواره منتظر سوتي ها و شاهكارهاي طنزآميز ايشان بوده و هستند.

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

اولين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد (با اسب)

دومين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد (با بولدوزر)

تصوير سخنان چاپ شده ي فرهاد دلقپوش در شماره ي 67 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد 


نوشته شده توسط حاج مهدي در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 18:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


كار نيكو كردن از پركردن است...!

        اكرمي و وعده ي 50 هزار توماني (از سري داستانهاي واقعي)

  در نشست اهالي فرهنگ و هنر و اصحاب رسانه با فرماندار شهرستان آستارا كه در روز يكشنبه (6 ارديبهشت 88) در سالن ارشاد برگزار شد، سخنان جالب و طنزگونه اي توسط هر دو طرف، بيان شد. گزارش كامل اتفاقات اين نشست كه در شماره ي 67 دوهفته نامه ي پيك آستارا به چاپ رسيده است، بسيار خواندني و پر از سوژه هاي ناب و بكر است كه حتماً در پست هاي بعدي از آنها استفاده خواهم كرد. اما در اين پست، ابتدا به سراغ اولين ماجراي طنز اين نشست فرهنگي و مطبوعاتي رفته ام. در اين جلسه ده نفر از هنرمندان و اهالي رسانه به بيان نظرات خود پرداختند كه فرشاد فاضلي مقدم (رئيس انجمن فيلم و عكس) نيز يكي از اين سخنرانان بود. آقاي فاضلي مقدم كه حرف هاي خود را به شكل نمايش اجرا مي كرد بيان داشت : « با توجه به موفقيت هاي بچه هاي فيلم و عكس، امام جمعه ي محترم گفت كه مي گويم نفري 50 هزار تومان به اين بچه ها بدهند. وقتي به دفتر ايشان رفتيم گفت : اگر من چنين حرفي زده ام فيلم اش را بياوريد!» همانطور كه همگي مي دانيد ـ و در پست قبلي نيز با اين چهره آشنا شديد ـ  آقاي علي اكبر اكرمي (امام جمعه ي شهرستان آستارا) هستند. در مورد جملات ذكر شده توسط آقاي فاضلي مقدم نيز بايد گفت كه به نظر ما شكي در گفته ها و ادعاي ايشان ـ در مورد وعده ي 50 هزار توماني و همچنين انكار اين وعده توسط آقاي اكرمي ـ نيست. چون كه دليلي ندارد ايشان بخواهند در مورد شخص اول شهر يا همان خليفه ي شهر اين گونه سخن بگويند. (به قول معروف تا نباشد چيزكي، مردم نگويند چيزها) پس حتماً آقاي اكرمي چنين وعده اي را داده اند كه هم اينك آقاي فاضلي مقدم ادعاي آن را دارند. در همين ارتباط و با توجه به اين كه آقاي اكرمي ارائه ي فيلم يا مدركي را مبني بر صحت گفته ي خود خواستار شده بودند، به نظر مي رسد فيلمي از وعده ي 50 هزار توماني آقاي اكرمي موجود نيست، چون كه اگر چنين فيلمي وجود داشت آقاي فاضلي مقدم به راحتي مي توانستند با نشان دادن آن، حق و حقوقشان را از ايشان دريافت نمايند و ديگر نيازي نيز به اين حرف و حديثها نبود. ولي خوشبختانه بنده با سعي و تلاش بي نظيرم موفق شدم عكسي را از آن لحظه پيدا كنم. (فقط نپرسيد از كجا؟ چون كه اين اطلاعات كاملاً سري و محرمانه است!!) تصوير مورد نظر كاملاً گوياي اين است كه آقاي اكرمي با دست مباركشان در حال دادن وعده ي 50 هزار توماني به اعضاي انجمن فيلم و عكس هستند. شايد برخي از اشخاص بهانه جو بخواهند دست ايشان را در اين عكس نشانه ي پاسخگويي به ابراز احساسات مردمي قلمداد كنند ولي اگر بهتر و ريزبينانه تر به آن بنگريم، متوجه خواهيم شد كه فاصله ي انگشتان آقاي اكرمي در اين تصوير حداقل به اندازه ي يك سانتيمتر جدا از هم قرار دارد و شكي نيست كه ايشان با دستشان به مورد خاصي ـ كه همان 50 هزار تومان است ـ اشاره مي كنند، در حالي كه در حالت پاسخگويي به ابراز احساسات مردم انگشت هاي دست چسبيده به هم قرار مي گيرند. بنابراين اين عكس مي تواند سند محكمي براي وعده ي داده شده و عمل نشده ي ايشان باشد. (حاجي جان گـتي برجو ور ـ ترجيحاً تراول چك 50 هزار تومني)

  اطلاعيه ي هيأت مديره ي انجمن فيلم و عكس شهرستان آستارا: به اطلاع  آن دسته از اعضاي انجمن فيلم و عكس شهرستان آستارا كه چنين وعده اي به آنها هم داده شده است، مي رسانيم كه به زودي اجتماع و تحصني در مقابل دفتر امام جمعه ي شهرستان آستارا از طرف اين انجمن صورت خواهد گرفت. اين عزيزان مي توانند با در دست داشتن مدارك خود و همچنين تصوير مربوطه ي موجود در وبلاگ طنز چهره هاي آستارا، براي دريافت حق و حقوق خود در اين مكان حضور يابند. همچنين گفتني است اعضاي محترم انجمن مي توانند براي سهولت در دريافت وجه مورد نظر، از ابزارآلات رعب و وحشت اعم از چاقوي ضامن دار، پنجه بكس، زنجير و ... استفاده نمايند. هيأت مديره ي انجمن فيلم و عكس مسئوليت هرگونه اتفاقات خشونت آميز از جانب اعضاي اين انجمن برعليه آقاي اكرمي را به عهده مي گيرد. زمان دقيق اين تحصن به زودي و در اطلاعيه ي بعدي به اطلاع اعضاء اين انجمن خواهد رسيد. ضمنا در صورت عدم موفقيت در اين تجمع، انجمن فيلم و عكس به افرادي جهت انجام عمليات انتحاري برعليه آقاي اكرمي احتياج مبرم خواهد داشت. علاقمندان به اجراي عمليات مذكور مي توانند براي ثبت نام به دفتر اين انجمن مراجعه نمايند. با تشكر/ هيأت مديره ي انجمن فيلم و عكس شهرستان مرزي بندر آستارا

يك نكته: براي قدرداني از اينجانب به جهت تلاش هاي شبانه روزي و طاقت فرسا در اثبات اين موضوع، اعضايي كه موفق به دريافت وجه مورد نظر از جناب آقاي اكرمي شده اند، لطف كرده و حق الزحمه بنده را نيز پرداخت نمايند. هزينه ي حق الزحمه: نفري 50 هزار تومان (اين هزينه كاملاً عادلانه محاسبه شده است)

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير سخنان چاپ شده ي فرشاد فاضلي مقدم در شماره ي 67 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 و ساعت 19:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


با دوستان مروت، با دشمنان مدارا...! 

              سخن آخر با اوباما: ايران نيازي به دوستي با آمريكا ندارد

  همه ي ما چهره ي معروف و شناخته شده ي شهرمان جناب حجت السلام والمسلمين علي اكبر اكرمي امام جمعه ي شهرستان آستارا (خليفه و حاكم شهر) را مي شناسيم و با روحيه ي انتقادي و همچنين انتقادپذير بودن ايشان نيز تا حدودي آشناييم. آقاي اكرمي در خطبه هاي نماز جمعه ـ كه گزارش كامل آن در شماره ي 139 هفته نامه ي پيام آستارا به چاپ رسيده است ـ فرموده بودند: ايران نيازي به دوستي با آمريكا ندارد. همان گونه كه مي دانيد آمريكا در سال 1359 روابط سياسي خود را به طور يك طرفه با ايران قطع كرد (يعني در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر). و الحق كه ايران از آن زمان تاكنون بدون هيچ گونه حمايتي از جانب كشورهاي ابرقدرت غربي و شرقي و تنها با پشتوانه ي رهبر و مردم خود توانست به يكي از كشورهاي مقتدر منطقه اي و همچنين جهاني تبديل شود. بعد از گذشت نزديك به سي سال از آن زمان و با تغيير دولتهاي حاكمه در آمريكا اين بار باراك اوباما رييس جمهور جديد آمريكا با شعار تغيير بر روي كار آمده است و در صدد است تا ارتباطي را كه زماني به وسيله ي كشور خود قطع گرديده است را دوباره به جريان بيندازد و اين حركت را با پيام تيريكي كه در عيد امسال براي ايرانيان فرستاد، آغاز كرد. مسئولان مملكتي ما هم با توجه به موقعيت و قدرت سياسي ايران در مقابل اين مسايل از خود واكنش نشان دادند و سخنان باراك اوباما در مورد برقراري روابط دوستانه با ايران را دروغ پردازي و فقط در حد يك شعار بدون عمل قلمداد كردند. بالطبع نيز مسئولين و مقامات هر شهري تابع بزرگان سياسي كشور خودشان هستند. امام جمعه ي شهر ما نيز از اين قاعده مستثني نبوده و بايد مردم را از اين اتفاقات و مواضع سياسي كشور آگاه مي ساختند. ايشان هم با توجه به اين موضوع، جمله مذكور را ايراد فرموده بودند. بنده نيز با الهام گرفتن از اين جمله تصويري را با مضامين طنز ساختم كه نشان مي دهد احتمالاً ايشان به خاطر اينكه از قيافه ي اوباما خوششان نمي آمده است، چنين سخني را گفته اند.(البته اين احتمال فقط در حد يك فرضيه است). اميدوارم آقاي اكرمي از ديدن اين تصوير ناراحت نشوند، چون واقعاً قصد و غرضي در ميان نبوده است، فقط خواستيم كمي با ايشان كه فردي باجنبه و باظرفيت هستند مزاح كنيم. فقط همين. (حاجي جون حلالمون كن)

 يك نكته: بايد به عرض برخي از اشخاص متعصب و افراطي (يا همان شعبان بي مخ ها) برسانم كه من در اين تصوير و نوشته به هيچ عنوان قصد بي حرمتي و توهين به آقاي اكرمي و همچنين لباس روحانيت را ندارم و قصد بنده از اين نوشته نيز فقط و فقط به قصد شوخي و مزاح با سخن ايشان است و نه چيز ديگري.همين و بس.(الله اوزي رحم السين)

  اخطار ايمني : ازمصرف اين تصوير در مكانهاي ممنوعه (اداره ي اطلاعات، سپاه، نيروي انتظامي، پايگاه هاي مقاومت بسيج، مساجد شهر و تمامي ادارات داراي پايگاه بسيج ) به شدت بپرهيزيد. اين وبلاگ هيچ گونه مسئوليتي را در قبال واكنش شديد مكانهاي مذكور با افراد مصرف كننده بر عهده نمي گيرد. پس لطفاً اين عكس با احتياط حمل شود. باتشكر/ ستاد پيشگيري از حوادث غيرمترقبه ي وبلاگ طنز چهره هاي آستارا

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد 

تصوير خبر چاپ شده در شماره ي 139هفته نامه ي پيام آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


هر كي خربزه مي خوره، پاي لرزش هم مي شينه...! 

                اكبر اكسير و ماجراي پيژامه ( اين ماجرا واقعي است)

  با استاد اكبر اكسير شاعر طنزپرداز و منتقد ادبي شهرمان آشنايي داريد و تاكنون نيز مجموعه شعرهاي فرانوي ايشان را خوانده ايد و مقالات متعددشان را نيز در نشريات مختلف محلي و سراسري مطالعه كرده ايد. آقاي اكسير در يكي از مقاله هاي اخير خود كه در ويژه نامه ي فرهنگي سيزده در شماره ي 64 دوهفته نامه ي پيك آستارا ـ و به بهانه ي معرفي كتاب عكس هنرمندان آستارا ـ به چاپ رساند، موضوع عكس و داشتن شانس چاپ عكس را مورد نقد و بررسي قرار داده بودند. ايشان در قسمتي از اين مقاله نوشته بودند كه: شايد عكسي شانس چاپ پيدا كرد كه بدون توجه به عكاس با پيژامه گرفته شده است!. با خواندن اين حرف طنز، اولين چيزي كه در ذهنم مجسم شد اين بود كه  لحظه اي ايشان را در اين حالت ـ يعني با پيژامه ـ در نظر گرفتم. به همين خاطر، سخن آقاي اكسير و فكر خودم را بهانه اي قرار دادم تا بتوانم تصويري در اين مورد بسازم كه به واقعيت نزديك شده باشد. نتيجه ي اين كار را هم در عكس فوق مشاهده مي كنيد. حتماً منظور آقاي اكسير هم در مقاله ي مذكور، عكسي شبيه به عكس فوق بود و از اونجايي كه مي دانيم آقاي اكسير اهل طنز و طنازي هستند چنين تصويري را ساختيم كه اميداوريم  ايشان از دست ما دلخور نشده و به دل نگيرند. ولي اگر خداي ناكرده از اين تصوير ناراحت شده و آن را قبول نداشتند، پس بايستي سخنان خودشان را هم در مقاله ي مذكور قبول نداشته باشند. ولي چون ما با روحيه ي شوخ طبعي ايشان آشناييم، مطمئن هستيم كه ايشان اين تصوير را خواهند پسنديد و به طنازي ما نيز آفرين خواهند گفت و يقيناًً نيز اگر طنزپردازي خاص استاد اكبر اكسير نبود، مقالات و مجموعه شعرهاي فراوان ايشان راجع به طنز، هيچ موقع نوشته و سروده نمي شد.

  در اين تصوير گفته ي اكبر اكسير در مورد عكس با پيژامه، به واقعيت تبديل شده است. اميد است  كه اين تصويرمورد توجه و رضايت همشهريان آستارايي و همچنين اهالي طنز و كساني كه به گونه اي با طنز در ارتباط هستند، قرار گيرد. (برين حالشو ببرين...!)

اخطار ايمني: عكس فوق فقط براي استفاده ي بزرگسالان تهيه شده است. از تماشاي بيش از اندازه ي اين عكس پرهيز كنيد چون موجب روده بر شدن شما از خنده مي گردد. ضمناً اين عكس از دسترس اطفال دور نگه داشته شود. باتشكر/ ستاد پيشگيري از حوادث غيرمترقبه ي وبلاگ طنز چهره هاي آستارا

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مطلب چاپ شده در شماره ي 64 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 19:48 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


اگر خير داشت اسمش رو مي گذاشتند خيراله...! 

                                          سكـوت ثـانـيـه هـا...!! 

  شما دوستان و همشهريان گرامي، حتماً با چهره ي آقاي دكتر كيوان اسدپور(فرماندار شهرستان آستارا) آشنايي داريد و مي دانيد كه ايشان با حمايت هاي همه جانبه ي دوست جون جوني اش، آقاي فرهاد دلقپوش (نماينده آستارا در مجلس) توانستند فرماندار آستارا شوند و هم اكنون نيز بيش از 4 ماه است كه از زمان مسئوليت ايشان در اين سمت مهم و خطير مي گذرد. آقاي اسدپور وقتي فرماندار آستارا شدند قول دادند كه از ثانيه ثانيه ها براي خدمت به مردم استفاده خواهند كرد. ولي به نظر مي رسد آقاي اسدپور تا به اكنون نتوانسته اند انتظارات و خواسته هاي مردم آستارا را جامه ي عمل بپوشانند و ترجيح داده اند در برابر اين قول، خاموشي و سكوت پيشه كنند. در همين رابطه آقاي تابان هاشم نيا (ستون نويس دوهفته نامه ي پيك آستارا) و همچنين خبرنگار ورزشي نشريه هاي شهر آستارا مطلبي را در شماره ي 61 دوهفته نامه ي پيك آستارا و در ستون آچئق آشكار تحت عنوان سكوت ثانيه ها به چاپ رسانده بودند و در آن از آقاي اسدپور پرسيده بودند كه : شما به عنوان رييس شوراي عالي ورزش آستارا، براي جوانان بي ادعاي فوتبال شهرداري آستارا چه خدمتي انجام داده ايد؟ و خواستار ارسال جوابيه از سوي اين مقام مسئول شده بودند. اما با گذشت چند شماره از شماره ي مذكور، هنوز آقاي اسدپور جوابيه اي را براي اين نشريه ارسال نكرده اند. گويا اصلاً شهر آستارا فاقد فرماندار و فرمانداري است و انگار ايشان گوش ها و چشم هايشان را بر روي تمام اين مسائل و پرسش ها بسته اند و قصد پاسخگويي نيز ندارند. كسي كه ادعاي مردم سالاري و خدمت به مردم را دارد بايد پاسخگوي سوالات و نيازهاي مردم شهرش نيز باشد. و گرنه افراد زيادي در همين شهر خودمان هستند كه چنين قول هايي را مي دهند و بدان عمل نمي كنند. البته ما فكر مي كنيم ايشان به خاطر يكي از اين دلايلي كه ذكر خواهم كرد نتوانسته يا نخواسته اند جوابي به سوال آقاي هاشم نيا بدهند: اول اينكه شايد ايشان وقت سر خاراندن هم نداشته اند چه رسد به قلم فرسايي در اين رابطه، كه باعث هدر رفتن ثانيه ها نيز مي شود. دوم اينكه ارسال جوابيه را نوعي ريا و ظاهرفريبي مي دانسته اند و فكر مي كردند كه با اين كار ثواب كارهاي مثبت و خوبشان براي ورزش آستارا از بين خواهد رفت. چون همانطور كه مي دانيد ارزش كار نيك به مخفي بودن آن است. سوم اینکه احتمال قریب به یقین، مدرک تحصیلی آقای اسدپور هم، مثل مدرک بسیاری از مدیران و مسئولان مملکت ما تقلبی بوده و به نظر می رسد که ایشان حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند تا بتوانند جوابیه ای برای این سوال بنویسند و ارسال نمایند. و چهارم و مهم تر از همه نیز، شاید به سبب اعتقاد زیاد ایشان به این ضرب المثل معروف است که می گوید: چیزی که عیان است (منظور اندام ورزشکاری)، حاجتی به بیان کردن (طرح سوال و ارسال جوابیه)ندارد. مگر آقاي هاشم نيا، هيكل ورزشكاري و فوتبال دوست بودن آقاي اسدپور(عكس فوق) را نمي بينند كه به خود اجازه مي دهند چنين سوالي را مطرح كنند. جاي بس تعجب و شگفتي است كه آقاي اسدپور مهم ترين راه كار مبارزه با تهاجم فرهنگي استكبار جهاني را، ورزش مي دانند ـ ستون روي خط خبر، شماره ي 61 پيك آستارا ـ  در حالي كه تاكنون از سوي ايشان هيچ نوع خدمت و حمايتي از ورزش و ورزشكاران اين شهر به خصوص ورزش فوتبال انجام نگرفته است.

يك نكته: جوابيه ي كيوان اسدپور (فرماندار شهر آستارا) در عكس فوق، طنز آميز و فقط به قصد مزاح بيان شده است و منظور و هدف ديگري جز اين ندارد. جامعه ي ورزشي آستارا و اهالي تيم فوتبال شهرداري نيز همچنان منتظر جوابي هرچند مختصر و كوتاه از سوي فرماندار شهرشان هستند. آيا دكتر كيوان اسدپور به اين انتظار پاسخ خواهند گفت يا اينكه همچنان سكوت خواهند كرد؟!

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير ستون آچئق آشكار در شماره ي 61 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد

تصوير ستون روي خط خبر در شماره ي 61 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد  


نوشته شده توسط حاج مهدي در جمعه 28 فروردین1388 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


نيابد كسي چاره از چنگ مرگ / چو باد خزان است و ما همچو برگ  

                           هيچ كسي را از مرگ رهايي نيست

  در اولين روزهاي سال جديد و در حالي كه همه ي ما در تعطيلات نوروزي به سر مي برديم، خبر مهمي به يكباره در شهر آستارا پيچيد و دهان به دهان در بين مردم گشت. روز جمعه هفتم فروردين 88 خبر تصادف منجربه فوت آقاي حاج محمد شيخي ـ كه در جاده ي آستارا به تالش اتفاق افتاد ـ شهروندان شهر آستارا و شهرهاي اطراف آن را تحت تأثير خود قرار داد و باعث شد تا بار ديگر شهر آستارا يكي ديگر از چهره هاي با ارزش و تأثيرگذار خود را از دست بدهد و در غم از دست دادن او داغدار شود. زنده ياد حاج محمد شيخي ـ با 53 سال سن ـ سمت نائب رئيسي شوراي شهر آستارا و همچنين مديرعاملي باشگاه فوتبال شهرداري آستارا را بر عهده داشتند و همواره پشتيبان مردم در همه ي عرصه ها بودند. ايشان با تلاش ها و حمايت هايشان از ورزش آستارا، توانسته بودند فوتبال شهرمان را از ليگ استاني به ليگ كشوري برسانند. چاپ و انتشار كتاب هنرمندان آستارا اقدام ستودني ديگري از ايشان بود كه توانست چهره هاي ادبي و هنري آستارا را به شهروندان شريف اين شهر معرفي نمايد. فعاليت ها و زحمات حاج محمد شيخي براي تمامي آستارايي هاي عزيز قابل تقدير و احترام است و ياد و خاطره ي ايشان نيز براي مردم شهر آستارا، تا ابد زنده خواهد ماند و همه ي ما هميشه جاي خالي او را در بين خود احساس خواهيم كرد. ديگر مسئولان شهر نيز هميشه بايد مرگ را الگو و سرلوحه ي خود قرار دهند و بدانند كه خدا هميشه نظاره گر بر اعمال آن ها است و همه ي ما روزي با مرگ روبرو خواهيم شد، پس چه خوب است كه با اعمالي نيكو و پسنديده در پيشگاه حق حاضر شويم. در پايان نيز از خداوند منان براي آن مرحوم علو درجات و براي خانواده ي ايشان صبر و بردباري در برابر اين سرنوشت و تقدير الهي را خواستاريم. روحش شاد و يادش گرامي

  اميدواريم كه شهروندان محترم آستارا ديگر شاهد چنين اتفاقات و حوادث تلخ و شومي در بين خود و هم چنين در بين مسئولان و چهره هاي محبوب و مردمي خود نباشند.

برو پايين

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد 

اولين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد (ياد بود مرحوم محمد شيخي)

دومين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد (آرامگاه ا بدي مرحوم محمد شيخي)

تصوير خبر چاپ شده در شماره ي 65 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد (گزارش مراسم تشييع پيكر محمد شيخي )

تصوير خبر چاپ شده در شماره ي 139 هفته نامه ي پيام آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در شنبه 22 فروردین1388 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


بهشت را به بها دهند نه به بهانه...! 

                              وكيل، سالن ارشاد، خشكسالي!!

  شما سروران گرامي و همشهريان شريف و باسواد شهر آستارا حتماً بارها و بارها با ساختمان نيمه كاره ي آمفي تئاتر ارشاد آستارا روبرو شده ايد و با آن نيز انس و الفتي ديرينه داريد (خصوصاً ساكنان كوي پاسداران).خوانندگان پروپاقرص نشريات آستارايي نيز حتمآً گفته هاي آقاي فرهاد دلقپوش نماينده مردم آستارا را در مورد اين مجتمع به خاطر دارند كه در شماره ي 60 دوهفته نامه ي پيك آستارا به چاپ رسيده بود و ايشان در جايي از اين گزارش فرموده! بودند كه : خشكسالي يكي از علت هاي ناتمام ماندن اين پروژه ي فرهنگي است. (خيال كرده يوزارسيفه!!) پروژه اي كه تا كنون 12 سال از شروع به ساخت آن مي گذرد و تاكنون نيز با فراز و نشيب هايي همراه بوده و هنوز هم به بهره برداري نرسيده است، اين بار با بهانه جويي هاي جديد آقاي دلقپوش رويرو شده است. ايشان كه تا قبل از اين، چندين سال رياست اداره ي ارشاد شهرستان آستارا و همچنين معاونت مالي اداره ي كل ارشاد استان گيلان را بر عهده داشتند، نتوانسته بودند اين پروژه را به اتمام برسانند و اكنون هم كه نماينده ي شهر شده اند نيز نمي توانند با اين بهانه ها و حرف ها كاري براي اين پروژه ي به گل نشسته انجام دهند. همچنين به استحضار شما عزيزان مي رسانم كه ايشان جديداً باز هم جوگير شده اند و در شماره ي 64 دوهفته نامه ي پيك آستارا فرموده اند كه: قول مي دهم روبان اين مجتمع را خودم قيچي بزنم. اولاً خدا كند حداقل به اين يكي حرفش عمل كند. ثانياً آقاي دلقپوش همان موقع كه در منصب هاي ديگري بودند نيز مي توانستند وظايف خود را به خوبي انجام داده ( آخه با كدام وجدان كاري؟!) و اين مجتمع را به بهره برداري برسانند و ديگر نيازي به اين بهانه ها و قول هاي واهي (وعده ي سر خرمن) نبود. مردم آستارا به كارها و خدمات انجام گرفته در شهرشان بها و ارزش مي دهند، نه به بهانه ها و حرف هاي بي اساسي كه خود اين اشخاص هم بعضاً آنها را قبول ندارند. اما در مورد تصوير فوق بايد بگويم كه محتواي اين عكس، از مطلب آقاي تابان هاشم نيا كه در ستون زورخانه ي 13 كه در شماره ي 36 ماهنامه ي طريقت و با عنوان (وكيل، سالن ارشاد، خشكسالي!!) به چاپ رسيده بود، الهام گرفته شده است. آقاي هاشم نيا (ستون نويس ماهنامه ي طريقت – زورخانه) و (ستون نويس دوهفته نامه ي پيك آستارا ـ آچئق آشكار) است.

  تصوير فوق زماني را نشان مي دهد كه فرهاد دلقپوش نقش يوزارسيف را براي مردم بازي كرده و قرار است از اين به بعد به خيال خودش آينده ي آستارا را پيش بيني كند و براي آن تدابير و راه حل مناسبي بيانديشد. (زهي خيال باطل!!)

برو پایین 

اولين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

اولين تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

اولين تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

دومين تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد (با آخرين مدل لباس يوزارسيف)

دومين تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

دومين تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 60 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 64 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 36 ماهنامه ي طريقت را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در شنبه 8 فروردین1388 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


هر كه دور ماند از اصل خويش، باز جويد روزگار وصل خويش ...!  

                                   انتقام گيري از نوع فرهنگي

  خوانندگان نشريات محلي آستارا و همچنين همشهريان گرامي كه پيگير اخبار و اتفاقات شهر آستارا هستند حتماً خبر اخراج رسول علي نژاد (سردبير سابق هفته نامه ي پيام آستارا) و جايگزين شدن مهدي حسين نژادي به سمت سردبير جديد پيام آستارا را شنيده و يا خوانده باشيد. آقاي رسول علي نژاد ـ كه هم اينك در كيوسك مطبوعاتي خود در جنب پل مرداب مشغول به كار هستند ـ تا قبل از اخراجش شدنش از سردبيري پيام آستارا، 130 شماره را از آغاز فعاليت اين هفته نامه، به چاپ رسانده بود كه اين بار قرباني تغييرات به وجود آمده در اين نشريه شد. اين موضوع باعث شد تا بنده هم از اين فرصت پيش آمده استفاده كرده و تصويري را از اين رويداد، به شما عزيزان تقديم كنم. در اين تصوير احتمالي آقاي رسول علي نژاد را مي بينيم كه دست به كار شده و با چاقويي كه در دست گرفته، در شهر راه افتاده و مي خواهد كه انتقام خود را از بانيان و عاملان اخراجش بگيرد و با اين حركت سعي كند به دوران سردبيري خود باز گردد. كاركنان پيام آستارا نيز از هراس خود دفتر پيام آستارا در خيابان بعثت را تا اطلاع ثانوي تعطيل كرده اند و به جاي امني (سوراخ موش) پناه برده اند و دفتر نشريه را نيز موقتاً در همانجا داير كرده اند. به همين خاطر تا موقعي كه آبها از آسياب بيافتند، جلسات و فعاليتهاي هفته نامه ي پيام آستارا در اين مكان امن برگزار خواهد شد. ( البته اين حرف ها فقط محض شوخيه، بعضي ها زياد به دل نگيرن)

  اين تصوير احتمالي كه شايد در آينده اي نزديك شاهد آن باشيم، آقاي رسول علي نژاد را نشان مي دهد كه قصد دارد انتقام خود را از بانيان و كساني كه او را از سردبيري پيام آستارا اخراج كرده اند، بگيرد.

برو پایین

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

اولين تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

دومين تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير خبر چاپ شده در شماره ي 59 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


زبان سرخ، سر سبز را مي دهد بر باد...! 

          پذيرايي با لنگه كفش، عاقبت توهين به شعور خبرنگاران است

  شما عزيزان و همراهان بنده، حتماً حكايت پرتاب لنگه كفش خبرنگار عراقي به سمت جرج بوش (رئيس جمهور پيشين آمريكا) و وقايع اتفاق افتاده بين آنها را به ياد داريد. و حتماً نيز گفته ي آقاي فرهاد محسني (رئيس شوراي شهر آستارا) را كه در شماره ي ۵۳ دو هفته نامه ي پيك آستارا به چاپ رسيده بود را در ذهن داريد كه فرموده! بودند: خبرنگاران حقايق شورا و شهرداري آستارا را بازگو نكنند!. از چنين سخن آقاي محسني اين گونه استنباط مي شود كه ايشان به شعور و انديشه ي خبرنگاران باسواد و فرهيخته ي شهرمان توهين كرده و آنها را امر و نهي مي كند كه چه چيزي را بنويسند و چه چيزي را ننويسند و در واقع براي آنها كلاس آموزش خبرنگاري داير كرده است. البته خبرنگاران نيز با چاپ كردن مقاله ها و نوشته هايي به خوبي توانستند جواب حرفهاي ايشان را بدهند. بنده نيز اين فرصت را غنيمت شمرده و در حمايت از خبرنگاران فهيم شهرم، تصويري را ساخته ام تا نشان دهم كساني كه قصد دارند از اين به بعد به خبرنگاري توهين و بي احترامي كنند با لنگه كفش از آنها پذيرايي خواهد شد و ممكن است كه به حال و روز آقاي محسني دچار شوند. (از ما گفتن بود، بعداً نگيد كه نگفتيم)

  اين عكس احتمالي كه شايد در آينده شاهد آن باشيم در واقع تلفيقي از حكايت معروف لنگه كفش خبرنگار عراقي و ماجراي آقاي فرهاد محسني با خبرنگاران آستارايي است.

  يك خبر ويژه : آقاي فرهاد محسني در آخرين مصاحبه ي خود با ماهنامه ي طريقت (شماره ي 36ـ اول اسفند) گفته ها و اهانت هاي خود را به خبرنگاران كه در پيك آستارا به چاپ رسيده بود، تكذيب كردند و گفتند كه بنده از اين موضوع اطلاعي ندارم. در حالي كه آقاي داوود ملك زاده (سردبير محترم پيك آستارا) در قسمت نظرات همين پست گفته اند: آقاي محسني از خبرنگاران عذرخواهي نيز كرده است. به نظر مي رسد كه شايد وبلاگ ما با درج اين پست در اين تصميم گيري آقاي محسني دخيل بوده است كه باعث شده است ايشان تمام گفته هاي قبلي خود را تكذيب كنند. اگر آقاي محسني ادعا مي كنند كه چنين حرفهايي را به خبرنگاران نگفته اند پس بايد ثابت كنند كه چرا از پيك آستارا به خاطر درج چنين خبري شكايت نكرده اند؟ و چرا به جاي شكايت، ترجيح داده اند تن به عذرخواهي دهند؟! و يا شايد آقاي محسني خيال مي كنند خبرنگاران به خاطر نبود سوژه سراغ او رفته اند و آنها خواسته اند بدين گونه صفحات نشريه خود را با خبرهايي از او پر كنند. درحالي كه وظيفه ي خبرنگاران اشاعه ي خبرهاي درست و به دور از دروغ و گمراهي، به شهروندان محترم آستارايي است و اگر چنين نباشد خبرنگاران نمي توانند به حيات خود در نشريه ها ادامه دهند. در پايان نيز از پرسش به موقع و به جاي خبرنگار ماهنامه ي طريقت از آقاي محسني كمال تقدير و تشكر را دارم. تاريخ درج خبر ويژه : يكشنبه 4/12/1387                       

  يك خبر مهم : در ادامه ي همين ماجرا، نشريه ي پيك آستارا در شماره ي اخيرش (شماره ي 61ـ 5 اسفند 87) و در ستون حرف هاي درگوشي با اشاره به جمله ي معروف : خبرنگاران حقايق شورا و شهرداري آستارا را بازگو نكنند! و در واكنش به تكذيب اين خبر توسط آقاي فرهاد محسني كه در شماره ي 36 ماهنامه ي طريقت به چاپ رسيده بود، اين گونه نوشت كه اين خبر به طور رسمي در خبرگزاري فارس آمده و پيك آستارا نيز بي كم و كاست آن را نقل كرده است. شايد هم آقاي سردبير به اين گونه خواسته اند پيك آستارا را در اين ماجرا بي تقصير نشان دهند. البته ما هم همه ي اتفاقات پيش آمده را به اين نشريه نسبت نمي دهيم، ولي چيزي كه وجود دارد اين است كه اين خبر براي اولين بار در سطح محلي در پيك آستارا منعكس شد. پس حداقل بايد مسئوليت عواقب اين خبر را در سطح محلي بر عهده بگيرد.موضوع مهم ديگر مسئله ي عذرخواهي كردن يا عذرخواهي نكردن آقاي محسني است. زيرا از يك طرف جناب محسني اين خبر را تكذيب مي كنند و حاضر به قبول اين خبر و عذرخواهي نيستند و از طرف ديگر آقاي ملك زاده در قسمت نظرات اين پست عنوان كرده اند كه آقاي محسني اين خبر را پذيرفته اند و حتي عذرخواهي نيز كرده اند.همچنين آقاي ملك زاده به آقاي محسني پيشنهادي كرده اند كه براي يك بار از اصحاب قلم عذرخواهي كنند و كار را فيصله دهند. در واقع جناب سردبير با اين پيشنهاد، به طور غيرمستقيم حرف قبلي اش را مبني بر عذرخواهي آقاي محسني تكذيب كرده اند.حال همشهريان گرامي خودشان قضاوت كنند. اين وبلاگ سعي در بيان واقعيت ها و حقيقت ها دارد ولي كساني مثل آقاي سردبير هستند كه نمي خواهند واضح و واقع بينانه سخن بگويند. اگر آقاي ملك زاده با اين پيشنهاد مي توانند حق خود و خبرنگاران را بگيرند پس بايد پيگير پيشنهادشان باشند و تا وقتي كه آقاي محسني به طور رسمي عذرخواهي نكرده اند، آرام نگيرند. وبلاگ ما هم تا زماني كه جناب محسني عذرخواهي نكرده اند، همچنان به انتقادات خود عليه ايشان و يا كساني كه به شعور خبرنگاران اهانت و بي حرمتي كرده اند، ادامه خواهد داد. والسلام/ تاريخ درج خبر مهم : جمعه 8/12/1387

برو پایین

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

تصوير مورد نظر براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 53 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 36 ماهنامه ي طريقت را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 61 دوهفته نامه ي پيك آستارا را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در دوشنبه 21 بهمن1387 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


فرهاد دلقپوش،مردی که هرگز بلوف نمی زند 

                                         از حرف تا عمل

  آقاي فرهاد دلقپوش تا به اينجاي نمايندگي شان در مجلس ثابت كرده اند كه هميشه مرد عمل و اراده هستند و اگر حرفي را بزنند به آن عمل مي كنند. حتماً خوانندگان نشريات محلي آستارا، مصاحبه ي آقاي محمد شيخي (نائب رئيس شورا) كه در شماره ي 33 ماهنامه ي طريقت(اول آذر) به چاپ رسيده بود را مطالعه كرده اند. قسمتي از اين مصاحبه، به نظر بنده مايه ي طنز و خنده و هم مايه ي تأسف و ناراحتي بود.خبرنگار ماهنامه ي طريقت در سؤالي از محمد شيخي پرسيده بود كه: جنابعالي انتقاد نماينده به شهرداري را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آقاي شيخي هم در پاسخ سؤال خبرنگار گفت كه آقاي دلقپوش قبل از حضور در مجلس خطاب به من گفته بودند كه به شهردار بگوييد كاري نكند كه با بولدوزر وارد شهرداري شوم. آقاي شيخي نيز در مقابل اين تهديد ( تهديد براي تغيير شهردار فعلي ) به آقاي دلقپوش تذكر داده بودند كه به واسطه ي حضور اعضاي شوراي شهر آن روز را نخواهي ديد.

  و اينك وقت عمل فرا رسيده بود.آقاي فرهاد دلقپوش مردي كه حرفش مثل طلا ارزش دارد، در آخرين اقدام نمادين خود در جهت رفع مشكلات مردم شهرش!!( آخه هر كاري كه مي كنند ميگن داريم به مردم خدمت مي كنيم) صبح يكي از روزهاي كاري با بولدوزر وارد شهرداري آستارا شد.آقاي دلقپوش در حين ورود به شهرداري به خبرنگاران گفت كه به شيخي بگوييد كه من هرگز بلوف نمي زنم و اصلاً هم اهل هارت و پورت كردن نيستم و این را یک روز به تو گفتم که با بولدوزر وارد شهرداری می شوم. بنده قبل از ورود ايشان با بولدوزر به اين اداره كه هدايت و رانندگيش هم به عهده ي خودشان بود از آقاي دلقپوش عكسي انداختم كه اميدوارم از ديدن اين تصوير زيبا و كم نظير لذت ببريد.

برو پایین

تصوير بزرگتر و رنگي را از اينجا دريافت نماييد

تصوير بزرگتر و سياه وسفيد را از اينجا دريافت نماييد

اولين تصوير براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

دومين تصوير براي موبايل را از اينجا دريافت نماييد

تصوير قسمت مورد نظر چاپ شده در شماره ي 33 ماهنامه ي طريقت را از اينجا دريافت نماييد


نوشته شده توسط حاج مهدي در سه شنبه 1 بهمن1387 و ساعت 20:0 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


شاپور مرحبا و فرهاد دلقپوش

  شهروندان عزيز آستارايي دو چهره ي معروف و تأثيرگذار شهرشون، آقايان شاپور مرحبا (نماينده ي سابق آستارا) و فرهاد دلقپوش (نماينده ي فعلي آستارا) را به خوبي مي شناسند. آقاي مرحبا پيش از اين، سه دوره نمايندگي شهر آستارا را بر عهده داشتند و هم اکنون نیز آقاي دلقپوش كمتر از يك سال است كه نمايندگي مردم آستارا در مجلس را عهده دار شده اند.بسياري از شما عزيزان حتماْ در جرايد و خبرگزاري ها، خبر مربوط به اتفاقات رخ داده بين اين دو نماينده را شنيده و يا خوانده باشيد.آقاي دلقپوش در نطق پيش از دستور خود در مجلس، اتهاماتی نظير تنزل شأن نمايندگی، قدرت‌طلبی، ثروت ‌اندوزی، شهرت ‌طلبی، فاميل سالاری، رواج ناامنی و... را به آقاي مرحبا نسبت دادند كه باعث كدورت و درگيري لفظي بين اين دو نفر شد. بنده از طرف آستارايي هاي عزيز که همیشه نظاره گر بر اعمال مسئوولان شهر خود هستند، از این عزیزان تقاضا می نمايم با همديگر دوست و مهربان و همدل باشید تا شهري آبادتر داشته باشيم.

 تصوير بالا هم عكس احتمالي دوستي و صميميت نمايندگان سابق و فعلي آستارا را در آينده ي نزديك نشان مي دهد، روزي كه همه‌ي اختلاف نظرها از بين خواهد رفت و همه مسئولان دست در دست هم براي آباداني ايران و آستارا خواهند كوشيد كه اميدواريم هرچه زودتر به حقيقت بپيوندد و اين دو عزيز را در كنار هم ببينيم. 

برو پايين 

تصویر بزرگتر و رنگی را از اینجا دریافت نمایید

تصویر بزرگتر و سیاه و سفید را از اینجا دریافت نمایید

تصویر مورد نظر برای موبایل را از اینجا دریافت نمایید


نوشته شده توسط حاج مهدي در جمعه 6 دی1387 و ساعت 23:50 | مطالب مرتبط


[ ]  |  لینک ثابت مطلب  |  5 ابتدای صفحه


This Template Designed by Mehran Rostami Copyright © 2006 Pars Theme